پنجشنبه 3 آذر 1396
راهكارهاي توسعه آموزش‌هاي علمي كاربردي در ايران 3
آبان 1381

 

راهكارهاي توسعه آموزش‌هاي علمي كاربردي در ايران

محمد حسن مقني زاده (محقق معين )

آبان 1381

بخش سوم

info@moein.net

 

راهبرد و راهكارهاي‌ پيشنهادي براي توسعه آموزشهاي علمي‌ـ‌كاربردي

از آنجا كه برنامه سوم توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي كشور در دوران موصوف به اصلاحات در كشور تدوين شده و در چار چوب برنامه كلي اصلاحات دسترسي به توسعه اقتصادي از مسير توسعه سياسي دنبال مي شود و در ماده 151 قانون برنامه و آيين نامه اجرائي آن كه اصلي ترين خط مشي اتخاذ شده براي آموزشهاي فني و حرفه اي كشور در طول برنامه مي باشد نيز تاكيد بر عدم تمركز و ساماندهي آموزشهاي فني و حرفه اي به صورت غير متمركز شده است و با در نظر گرفتن تجارب گذشته خط مشي گذاري و اجراي آموزشهاي فني و حرفه اي در كشور، پيشنهادي كه نگارنده براي توسعه دوره‌هاي   علمي‌ـ‌كاربردي و به طور كلي آموزشهاي فني و حرفه‌اي در كشور دارد،  اتخاذ راهبرد ً تعامل توانمند ساز ذينفعان خرده نظامهاي آموزش فني‌وحرفه اي كشورً به منظور ساماندهي‌ غير متمركز و پيشبرد اصلاحات ‌در حوزه ‌آموزشهاي فني ‌‌و حرفه‌اي مي‌باشد. براي تحقق چنين راهبردي و اتخاذ خط مشي‌ها و سياست هاي اجرائي در آموزش فني و حرفه اي در چار چوب آن بايستي، از ساز و كارهاي رسيدن به توافق و اجماع استفاده كرد .

تبادل نظر ها و تجربيات متخصصين آموزشهاي فني و حرفه اي در دنيا دستاوردهائي داشته است كه با استفاده از آنها مي توان ساز و كار رسيدن به توافق بين گروههاي ذينفع را ارائه كرد. نگارنده معتقد است در چار چوب راهبرد تعامل توانمند ساز ذي نفعان خرد نظامهاي آموزش فني و حرفه اي كشور از طريق سه راهكاركه به صورت همزمان و بدون ترتيب مي بايست مورد استفاده قرارگيرد، مي توان اميدوار به دسترسي به وفاق براي توسعه آموزشهاي فني و حرفه اي در چار چوب شرايط اقتصادي و اجتماعي فعلي كشور بود . اين راهكارها عبارتند از :

 (1) تشخيص نياز به تغيير  ، (2) فرايند گفتگو و (3) رهبري و تسهيلگيري

تشخيص نياز به تغيير

اغلب تشخيص نياز به تغيير، همزمان به صورت واكنشي نسبت به يك محرك خارجي صورت‌ مي‌گيرد. ترس، حادثه تكان دهنده به صورت يك تهديد مقايسه‌اي، مجموعه اي از حوادث غيرمنتظره يا يك دشمن مشترك مي‌تواند به عنوان محرك منجر به زمينه سازي تغيير شود . گروههاي ذينفع درآموزش‌فني‌وحرفه‌اي درگفتگو هاي خودكه در هاله‌اي ازرهبري وتسهيلگري صورت مي گيرد؛ بايستي به اين تشخيص در خصوص آموزشهاي فني و حرفه اي برسند .

تحقيقات انجام شده در كشور نشان داده است كه بهره‌وري نيروي كارِ داراي آموزش عالي در دهه اخير داراي روندي نزولي بوده است. تحقيقات همچنين نشان داده است كه عملكرد فارغ التحصيلان فني و حرفه اي در بازار  كار، بهره‌وري بيشتري نسبت به فارغ التحصيلان رشته هاي نظري نشان نمي دهد. نتايج  طرح‌هاي پژوهشي شماره 38 و 39 طرح جامع نيازسنجي نيروي انساني متخصص و سياستگذاري توسعه منابع انساني كشور نيز نشان داد كه اهداف آموزشهاي علمي كاربردي محقق نگشته  و اثر بخشي دوره‌هاي علمي‌ـ‌كاربردي در حد قابل قبول نبوده و فارغ التحصيلان دوره هاي علمي‌ـ‌كاربردي از نظر مهارت حرفه اي براي ايفاي وظايف شغلي آمادگي لازم را ندارند. در گرفتن بحث هائي از اين قبيل در جلسات گفتگوي چهار دسته ذينفعانِ آموزشهاي فني و حرفه اي و انتقال تجارب شخصي آنها در اين گفتگو ها مي‌تواند تلنگوري ذهني براي ذينفعان باشد ؛ تا نياز به تغيير را احساس كنند .

توسعه نيافتگي كشور در سطح ملي در مقايسه با كشورهاي ديگر كه سابقه برنامه ريزي توسعه كمتري از كشور ما دارند و به منابع اوليه سرشار ما نيز دسترسي ندارند؛ به عنوان يك تهديد مقايسه اي براي گروههاي ذينفع در سطح ملي ، و مقايسه سطح آباداني محلي و منطقه اي در جلسات گفتگوي گروههاي ذينفع سطوح ياد شده، همگي مي تواند احساس ترس و لزوم تغيير براي شركت كنندگان در اين جلسات تداعي كند .

چرا وقتي آمريكائي‌ها از مقايسه عملكرد وضيعت اقتصادي خود با ژاپني ها و كشورهاي  داراي اقتصاد رشد يافته شرق آسيا ، احساس هراس كرده و لزوم تغيير در آموزش و كارورزي خود را احساس مي كنند و قدرت رقابتي ملتها را در توانمندي نيروي كارشان مي دانند؛ ايراني ها خود را با سعودي ها مقايسه نكنند ؟! عرب هاي شبه جزيره خشك و سوزان، توانسته اند از نظر توليد گندم در كشورخود ، خود كفا و بلكه صادر كننده غلات شوند. اما ايراني هاي داراي چهاراقليم در مقام دومين واردكننده گندم در جهان قرار گرفته اند؟! آيا نبايد از عقب ماندگي كشور خود بهراسيم ؟

اين قبيل گفتگو ها و تعاملات توانمند ساز مي تواند زمينه هاي ذهني لازم براي تغيير را در ميان گروههاي ذينفع مهيا سازد . وقتي كه آحاد مردم لزوم تغيير در ساختار سياسي را به فاصله چهار سال در سه انتخابات سراسري به صراحت با رأي خود ابراز مي كنند؛ آيا نبايد از نخبگان خود انتظار داشته باشند كه در ساختارهاي اقتصادي، آموزشي، صنعتي و روشهاوسازوكارهاي اجرايي كه زمينه ساز تغيير در ساختار سياسي شده، تجديدنظرنمايند؟ آيا نبايد اين ساختارها وسازوكارها را با نيازهاي جامعه بسيار جوانِ جوياي فرصتهاي آموزشي،حرفه‌اي ورفاهي‌هماهنگ نمود؟ماايرانيان درفراينديك‌گفتگوي‌ملي‌بايدبه‌اين‌نتيجه برسيم‌كه دولت وملت‌مابااتكاء به‌پيشينه فرهنگي‌خود نيازمند تغيير جدي در جهت توانمند شدن و مصرف بهينه فرصتها و دقائق تاريخي و زماني و نقد كردن منابع انساني مادي بالفعل و بالقوه خويش است .

 فرايند گفتگو

گفتگو بين گروههاي ذينفع در درون يك جامعه تكثر گرا ، منتهي به وفاق مي شود . دستيابي به وفاق در يك جامعه تكثرگرا منجر به اين نمي شود كه گروههاي ذينفع ارزشهاي خودشان را نديده بگيرند بلكه گروههاي ذينفع بر سر ارزشهاي مشترك به توافق مي رسند .

 

 

 

 

 

شكل 1: منطقه اهداف مشترك و امكان توافق

از آنجا كه موضوع آموزشهاي فني و حرفه اي ، موضوع مشتركي است كه هر يك از گروههاي ذينفع از ديدگاه مخصوص به خود به آن مي نگرد ، با تداوم گفتگو و لحظه اي نبودن و فرايندي  بودن آن ، با تشخيص نياز به تغيير و تسهيلگري و رهبري كه از سوي هر چهار دسته گروه ذينفع به نوعي اعمال مي شود امكان فراخ ترشدن تدريجي منطقه اهداف مشترك و امكان حصول  توافق روي بعضي چيزها بدون توافق روي همه چيزها وجود دارد . بايد تلاش كرد در فرايند گفتگو براي دستيابي به وفاق الف) ديدگاهي مشترك ، ب) مجموعه مشتركي از ارزشها و ج) درك مشتركي از واژه هاي اساسي در حوزه آموزشهاي فني و حرفه اي بين گروههاي ذينفع به تدريج ايجاد گردد .

رسيدن به ارزشهاي مشترك و دسترسي به وفاق در كشورهائي نظير كشور ما كه از تنوع قومي سياسي ، مذهبي برخوردار است؛ بين گروههاي ذينفعي كه داراي پيشينه هاي اقتصادي و اجتماعي متفاوت هستند؛ امري چندان ساده نيست. براي رسيدن به وفاق، احترام گذاشتن عملي به ديگر ديدگاه‌ها و احاطه بر ديدگاه هاي كاملا متضاد بسيار مهم است. به خصوص وقتي‌كه برخي از ارزشها عمق و گسترش زيادي در اذهان دارند و با اصول اوليه تغيير پيشنهادي مغاير بوده يا همسو نباشند. مثل ارزش كار يدي و يا احترام به كار و يا برخي امور مهم براي برخي گروههاي ذينفع كه اهميت آن از سوي ديگر ذينفعان احساس نمي شود . بنابراين در اين قبيل موارد پيش نياز همگرايي گروههاي ذينفع ،كار روي فرهنگ عمومي است كه اين امر گسترة  وسيع تري از حوزة آموزشهاي فني و حرفه اي داشته و امري فرا حوزه اي است و به گفتماني در سطح ملي به معناي تام‌آن احتياج دارد.

يك راه براي رسيدن به رهيافت مشترك در جلسات گفتگوي گروههاي ذينفع رسيدن به توافق ابتدايي روي اهداف كليدي است چرا كه بعضي از اين اهداف ممكن است آرمانهايي باشند كه در دراز مدت قابل دسترسي اند با تمركز كردن بر روي اهداف به جاي ساختارها يا فرآيندها در مراحل ابتدايي موقعيت هاي ارزشي شروع به شفاف شدن كرده و حوزه علائق و مسائل و موضوعات مشترك بجاي حوزه هاي اختلاف پيش كشيده مي شود. اگرچه اختلافات بايد تشخيص داده شود و نه اينكه پوشانده شود . رهبران و تسهيلگران در اينجا نقش كليدي دارند. خلق ديدگاهها و ارزشهاي مشترك در سطوح ملي، منطقه اي و محلي ارتباط نزديكي با كلام، ‌بيان و زبان رهبران و تسهيلگران دارد . نگارنده معقتد است علاوه بر زبان فارسي كه بين ما ايرانيان مشترك است بايد زبان مشترك ديگري ناشي از يكساني نظر و عمل بيابيم و به كار بنديم تا دسترسي به توافق امكان‌پذير گردد .

در فرايند گفتگوي دراز مدت ، مستمر و مكرر، دسترسي به وفاق امكان پذير است . وفاق به عنوان تلاشي براي دور شدن از انجام دادن كارها توسط مردم يا براي مردم به انجام دادن كارها با مردم اطلاق مي گردد . دسترسي به وفاق از طريق دور شدن از سلسله مراتب‌ها و رسيدن به شبكه‌ها امكان پذير است . حركت به سوي شبكه‌ها بدون مشكل نيست . شبكه‌ها لزوما نسبت به سلسله مراتب‌ها ، اگر انحصاري بمانند ، مردمي تر نيستند . جا به جايي به سوي شبكه‌ها مي بايد همراه با مشاركت وسيع تر گروههاي ذي نفع و مردم سالاري بيشتر باشد. كارموفقيت آميز دريك شبكه واداره موفقيت آميز يك سلسله مراتب نيازمند مهارتهاي متفاوتي است . در شبكه ها نفوذ كردن به جاي هدايت كردن مطرح و مهم است . البته ارتباطات رسمي  و غير رسمي در فرايند گفتگو جايگاه خود را دارد . طي شدن فرايند گفتگو بين گروههاي ذي نفع بسيار مهم است . حتي اگر پيامدهاي دلخواه به نحوي زودتر قابل دسترسي باشد ؛‌بهتر و مهمتر است كه دسترسي به پيامدها از خلال فرايند جستجوي وفاق صورت گيرد .

آنچه در فرايند گفتگو و كار در شبكه ها مهم است : (1) دائره شمول گروههاي ذينفع ، (2) شناسايي آنها ،‌ (3) ‌قانع كردن‌ِشان براي مشاركت در گفتگو و شكل دادن خط‌مشي ، (4) ‌تشخيص ذينفعان كليدي و بالاخره ‌(5) شناسايي افراد ذي نفوذ كه بي چون و چرا براي  مشاركت و تشكيل شبكه گسترده ذينفع بايد دخالت داشته باشند‌، ‌مي‌باشد .

ذي نفعان متفاوت داراي قلمروهاي متفاوتِ نفوذ هستند. حتي در درون دسته گروههاي ذينفع، علائق و ميزان نفوذ گروهها متجانس نيست. چنين وضعيتي پيدا كردن نمايندگان ذي نفعان براي گفتگو را به طور فوق العاده اي مشكل مي‌سازد. ذي‌نفعان توليد‌كننده آموزش‌هاي فني وحرفه‌اي شامل گروههاي ذينفع: برنامه ريزان‌آموزشي، مديران آموزشي، ‌اساتيدومربيان، ‌كاركنان وكارشناسان فني و حرفه‌اي و گروههايي از اين قبيل هستند. ذي نفعان مصرف كننده آموزشهاي فني و حرفه‌اي شامل: دانش آموزان، دانشجويان، فراگيران ، كارآموزان، ‌هنرجويان دوره هاي متنوع فني و حرفه‌اي مي شوند . ذي نفعان بكارگيرنده آموزشهاي فني و حرفه‌اي شامل كارفرمايان و مديران مراكز توليدي و‌خدماتي، اتحاديه هاي اصناف و كارگري و كارفرمايي و گروههايي از اين قبيل هستند . ذي نفعان اثر گيرنده از آموزشهاي فني و حرفه‌اي طيفي‌گسترده را شامل مي‌شود‌. از والدين و خانواده هاي مصرف كنندگان آموزش فني وحرفه‌اي گرفته تا برنامه ريزان و خط مشي گذران منابع انساني  در دولت و گروههاي مختلف ماليات دهندگان كه مي بايست از اثرات آموزشهاي فني و حرفه‌اي دركالاها و خدمات توليدي در سطح جامعه بهره مند شده و يا پاسخگوي مشكلات در اين زمينه باشند. بسياري از ذينفعان ياد شده در شرايط فعلي كشور ما از حداقل تشكل لازم براي مثلاً معرفي نمايندگاني براي گفتگو درباره منافعشان برخوردار نيستند . لذا گسترش جامعه مدني و تشكيل گروههاي صنفي و اتحاديه ها لازمه اتخاذ سياستهاي تمركز گريز و ذي نفع گراست .

تداوم فرايندهاي گفتگو در حلقه هاي ذي نفعان، براي دسترسي به وفاق روي آموزشهاي فني و حرفه‌اي، وقتي امكان پذيراست كه چارچوب هاي قانوني انعطاف پذير بوده و براي گروههاي ذينفع قدرت ‌مانورگذاشته باشد؛ درغيراينصورت مسائل و مشكلات ساختاري از جمله سازمان بوركراتيك كاغذ باز و بويژه ذيحسابي‌ها اجازه  ابراز وجود و حتي استقرار چنين نوآوري‌هائي را نمي‌دهد چه رسد به تداوم و ارتقاء آنها. لذاراهبرد پيشنهاد شده و راهكارهاي آن در چارچوب اصلاحات و گسترش توسعه سياسي در كشور ارائه شده است و منوط به تداوم و تقويت اين چارچوبه است . گفتگوي ملي و استفاده از قدرت تفكر جامعه امري حياتي است. بسياري از مشكلات و ناكامي‌ها در زمينه آموزشهاي فني وحرفه‌اي مانند ناكامي در امور ديگر كه منجر به عدم  پيشرفت كشور شده است؛ ‌ريشه در نداشتن ً قدرت تفكر منسجم و علم سازمان يافته دارد.ً دايره مسائل و مشكلات موجود در آموزش فني و حرفه اي بزرگتر و وسيع تر از دايره محدودِ  قدرت تفكر مسئولان رسمي آموزشها در سطح كلان و خرد است.  حاكم شدن نظام شايسته سالاري مي تواند اين نقيصه را تا حدودي رفع كند  اما برطرف نمي‌كند. ‌به اين معني كه هرچه مسئولان شايسته تر باشند دايره قدرت تفكر آنان بزرگتر و پوشش  بيشتري به مسائل حوزه كاريِ‌اشان مي‌دهند. استفاده از فرايند گفتگو مي تواند سازوكاري براي هر چه كم كردن اين فاصله باشد . سه وضعيت ياد شده در خصوص قدرت تفكر و حوزه مسائل به صورت نمادين در شكل 2 نشان داده شده است . دايره داخلي نماد قدرت تفكر مسئولان و دايره بيروني حجم مسائل مبتلابه در حوزه مديريت آنان را تداعي مي‌نمايد.

 

 

 

 

 

 


در فرايند گفتگو                                             ‌دروضعيت شايسته سالاري                                                      در وضع غيرشايسته سالاري

شكل 2 : حوزه مسائل آموزشهاي علمي كاربردي (فني و حرفه‌اي) قدرت تفكرمسئولان آن

رهبري و تسهيلگري

رهبري از رهبران مهمتر است. رهبركسي است كه بتواند نظري را خلق كرده و سپس ديگران را براي رهبري كردنِ گروههاي ذينفعان پيدا كند. چنين رهبراني بايد قادر باشند مفسر و ارتباط دهنده گروههايشان باشند. وفاق در ميان ائتلاف رهبران قابل دسترسي است.براي جلب مشاركت گروههاي ذينفع بايستي از رهبران آنها ياري گرفت.هر دسته از گروههاي ذينفع رهبران متفاوتي دارند.

براي تسهيل ارتباط گروههاي ذينفع علاوه بر نياز به رهبران، به تسهيلگران نيز احتياج داريم. نقش كليدي رهبري در دسترسي به وفاق به وسيله تسهيلگران  تحقق مي يابد. تسهيلگرها واسطه‌هاي اميني هستند كه در وضع مطلوب نفع خاصي از پيامد ها نمي برند.آنها كساني هستند كه مهارتشان در تمركز دادن گروهها روي مسائل كليدي است . تسهيلگران در ابتدا راههاي تشخيصِ لزوم تغييررا براي گروههاي ذينفع آشكارتر مي كنند و در ادامه براي تضمين موفقيت برنامه تغيير به جلب حمايت مستمر گروههاي ذينفع مي پردازند.

تسهيلگرها مداوما در پي گسترش حلقه هاي مشاركت و حمايت از تغيير هستند. آنها به عنوان معتمد در گروههاي ذينفع پذيرفته شده اند . تسهيلگران افرادي خطر پذير بوده و امكان مخالفت وبرخوردهاي غير قابل پيش بيني با خود و برنامه تغيير را مي دهند . تسهيلگرها معمولا بايد براي اِعمال مديريت مشاركت جويانه و ايجاد وفاق بر مبناي اصول مردم سالارانه تعهد داشته و در مقابل همه، بي طرف باقي بمانند. يك تسهيلگر مي تواند در كسوت يك رئيس جمهور در سطح ملي ظاهر شده و يا يك معتمد  در ميان مربيان آموزش فني و حرفه اي يك شهرستان با شد . جلب مشاركت درسطح ملي براي تسهيلگران سخت و پيچيده‌تر از تسهيلگري در سطوح منطقه اي و محلي است . تسهيلگري و تقاضا براي مشاركت گروههاي ذينفع در برنامه‌ها نبايستي يكبار و صرفا در ابتداي برنامه اي صورت گيرد بلكه اين تقاضا مداوما و در حين اجرا و پس از اجراي برنامه ها بايستي ادامه يابد. وسايل ارتباط جمعي به ويژه صدا و سيما  مي تواند در نقش تسهيلگر و ارتباط دهنده گروههاي ذينفع درسطوح ملي و منطقه اي عمل نمايد .

در فرايند جستجوي وفاق ودر شكل دادن خط مشي هاي آموزش فني و حرفه اي برخي موانع و بازدارنده‌‌ها وجود دارد كه با كمك رهبران وتسهيلگران بايد بر طرف شود از جمله اين موانع:  (1) محدوديتها و الزامهاي زماني، (2) عدم توافق بر روي  برخي مسائل، (3) عملي نبودن برخي ازخط‌مشي‌هاي توافق‌شده، (4)برنامه‌هاي پنهاني برخي گروههاي ذينفع‌و بالاخره
(5) راه‌حلهاي اشتباه.

 تداوم فعاليتهاي گروههاي ذينفع در اجراي راهبرد و راهكارهاي پيشنهاد شده در دراز مدت مي تواند به هماهنگ تر شدن خط مشي هاي اقتصادي، صنعتي وآموزشي منجر شده و خرده نظامهاي فني و حرفه اي موجود را در خدمت مراكز تو ليدي و خدماتي مربوطه  قراردهد. وآماده‌سازي و تربيت افراد براي جوابگويي به جزئي از نيازهاي بازار كار در هر  يك از خرده نظامهاي آموزش فني وحرفه اي در مجموع، ارتباط آموزش فني و حرفه اي و بازار كار را به وضع آرماني نزديكتر خواهد نمود. انشاء لله

مراجع

]1[ مقني‌زاده، محمد حسن، تحليلي بر آموزش‌هاي عالي كوتاه مدت و مسائل آن (مقاله ارائه شده در اولين سمينار آموزش عالي ايران برگزار شده در دانشگاه تربيت مدرس در آبان‌ماه 1375)، انتشارات دانشگاه علامه طباطبائي، تهران، 1376.

]2[ بينقي، تقي و سعيدي رضواني، محمود، ارزيابي اثر بخشي برنامه‌هاي آموزشي علمي كاربردي در پاسخ به نياز كارفرمايان (گزارش نهائي پژوهش شماره 39 طرح جامع نياز سنجي نيروي انساني متخصص و سياستگذاري توسعه منابع انساني كشور)، موسسه پژوهش و برنامه‌ريزي آموزش عالي، تهران، 1380.

]3[ مقني‌زاده، محمد حسن، ارزشيابي ثمربخشي دوره‌هاي علمي كاربردي (گزارش نهائي پژوهش شماره 38 طرح جامع نيازسنجي نيروي انساني متخصص و سياستگذاري توسعه منابع انساني كشور)، موسسه پژوهش و برنامه‌ريزي آموزش عالي ، تهران، 1380.

]4[ حق پناهي، محمد، براي دوره‌هاي بدون كنكور دانشگاه جامع علمي- كاربردي داوطلبان بر اساس معدل دبيرستان پذيرش مي‌شوند، روزنامه آفرينش ، تهران، 16/8/1381.

]5[ مقني‌زاده، محمد حسن، آموزش‌هاي علمي- كاربردي (اهداف، نتايج) (مقاله ارائه شده در سمينار ارائه نتايج طرح جامع نياز سنجي نيروي انساني متخصص و سياستگذاري توسعه منابع انساني كشور برگزار شده در دانشكده مديريت دانشگاه تهران در خرداد ماه 1381)، انتشارات الكترونيكي موسسه پژوهش و برنامه‌ريزي آموزش عالي، تهران، 1381.

]6[ معاونت پژوهشي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، ما خود را متعهد به توسعه علم و فناوري مي‌دانيم، خبرنامه تحقيقات و فناروي، شماره 11، معاونت پژوهشي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، تهران،1381.

]7[ معين، مصطفي، نظريه اقتصاد بر پايه سرمايه جاي خود را به نظريه اقتصاد بر پايه دانش داده است، روزنامه اطلاعات، تهران، 2/4/1381.

]8[ توفيقي، جعفر، دانشگاهها بدون كنكور دانشجوي نيمه حضوري مي‌پذيرند، روزنامه ايران، تهران، 27/5/1381.

]9[ روابط عمومي وزارت علوم، تحيقات و فناوري، شرايط پذيرش دانشجو در دوره‌هاي نيمه حضوري دانشگاهها اعلام شد، روزنامه ايران، تهران، 29/5/1381.

]10[ معين، مصطفي، 20 درصد از فارغ‌التحصيلان دانشگاهها بيكار هستند، روزنامه آفتاب يزد، تهران، 4/6/1381.

]11[ معين، مصطفي، درآمدزا كردن دانشگاها عين عدالت اجتماعي است، خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تهران، 26/7/1381.

]12[ انتظاري، يعقوب، تحليل تقاضاي اقتصاد ايرن براي دانش آموختگان آموزش عالي از چشم‌انداز اقتصاد مبتني بر دانش (مقاله ارائه شده در سمينار ارائه نتايج طرح جامع نيازسنجي نيروي انساني متخصص و سياستگذاري توسعه منابع انساني كشور برگزار شده در دانشكده مديريت دانشگاه تهران در خرداد ماه 1381)، انتشارات الكترونيكي موسسه پژوهش و برنامه‌ريزي آموزش عالي، تهران، 1381.

]13[ قارون، معصومه، تحليل و برآورد تقاضاي اجتماعي ورود به آموزش عالي (گزارش تلفيق شماره 4 طرح جامع نيازسنجي نيروي انساني متخصص و سياستگذاري توسعه منابع انساني كشور)، موسسه پژوهش و برنامه‌ريزي آموزش عالي، تهران، 1380.

]14[ طائي، حسن، برآورد و تحليل تقاضاي نيروي انساني متخصص در طول برنامه سوم و چهارم توسعه 88-1377 (گزارش تلفيق شماره 3 طرح جامع نياز سنجي نيروي انساني متخصص و سياستگذاري توسعه منابع انساني كشور)، موسسه پژوهش و برنامه‌ريزي آموزش عالي، تهران، 1380.

]15[ مقني‌زاده، محمد حسن، آموزش و بهسازي كاركنان دولت در ايران (كتاب دردست انتشار)، 1381.

]16[ نفيسي، عبدالحسين، بررسي نارسائي‌هاي ارتباط نظام‌هاي آموزش و پرورش و بازار كار و ارائه راه‌ حل‌هاي اصلاحي، سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي وزارت آموزش و پرورش، تهران، 1379.

]17[ مقني‌زاده، محمد حسن، بررسي وضعيت آموزش كارداني در نظام آموزش عالي ايران (مقاله ارائه شده در دومين همايش بررسي و تحليل آموزشهاي علمي كاربردي برگزار شده در پژوهشگاه نيرو در اسفند ماه 1378)، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با همكاري گروه هشتم علمي كاربردي شوراي عالي برنامه‌ريزي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، تهران، 1379.

 

 

بازگشت به فهرست مقالات