پنجشنبه 3 آذر 1396
آموزشهاي علمي – كاربردي (هدفها، نتايج) 2
ارديبهشت 1381

 

 

آموزشهاي علمي كاربردي (هدفها، نتايج)

محمد حسن مقني زاده ( محقق معين )

ارديبهشت 1381

بخش دوم

info@moein.net

 

متغيرهاي مورد بررسي

متغير مستقل اصلي در اين تحقيق، دوره هاي علمي كاربردي در 28 رشته تحصيلي از 9 گروه عمده اموزشي است. متغير وابسته اثربخشي دوره است. منظور از اثربخشي دوره، تحقق اهداف دوره است و منظور از اهداف، هدف هاي عمومي دوره هاست. سنجش تحقق اهداف دوره ها از طريق، سنجش پيامدهاي دوره براي فارغ التحصيلان (Student Outcomes) انجام گرفته است. 4 دسته از پيامدهاي دوره در اين تحقيق اندازه گيري شده است كه عبارتند از: پيامدهاي شخصي (Personal outcomes) ، پيامدهاي علمي (Academical Outcomes)، پيامدهاي حرفه اي (vocational outcomes) و پيامدهاي اجتماعي (social Outcomes).

 

الف) پيامدهاي شخصي: منظور از پيامدهاي شخصي دوره هاي علمي- كاربردي ميزان اشتغال زائي آن براي فارغ التحصيلان ، حميت و عرق علمي و كاربردي آنها و واكنش فارغ التحصيلان نسبت به دوره پس از اجراي آن است. حميت و واكنش فارغ التحصيلان نسبته به دوره هاي علمي كاربردي از جنس عاطفي و نوعي احساس شخصي است كه در اثر شركت در دوره  و تعاملات با اساتيد و كاركنان مراكز آموزشي و محتواهاي درسي در آنان بوجود آمده است. اين احساس مي تواند مثبت و نشانگر علاقه و يا منفي و نشانگر زدگي و ناكامي آنان از تحقق اهدافشان در حضور در دوره هاي علمي كاربردي باشد.

 

ب ) پيامدهاي علمي : منظور از پيامدهاي علمي، توانائيها و مهارتهاي علمي فارغ التحصيل براي انجام وظايفي كه از او به عنوان تكنسين انتظار مي رود، مي باشد. توانائيهاي از قبيل: محاسبه ، تحقيق، آموزش دادن و بهره گيري از منابع آموزشي.

 

ج ) پيامدهاي حرفه اي : منظور از پيامدهاي حرفه اي نحوه انجام وظايف شغلي فارغ التحصيل است. وظايفي كه مربوط به نوشتن، خواندن، تشخيص مسئله، انتخاب ابزار و تنظيم برنامه كار است.

 

د) پيامدهاي اجتماعي : منظور از پيامدهاي اجتماعي، توانائيها و مهارتهاي برقراري ارتباط فارغ التحصيل است. مهارتهايي از قبيل: كارگروهي، سرپرستي، انعطاف پذيري و تطبيق با شرايط محيطي.

نكته‌اي قابل تذكر اينكه سنجش اثربخشي دوره ها از طريق تجربي و كنترل متغيرها ويا مقايسه گروههاي شاهد و آزمايشي صورت نگرفته است. و همانطور كه در طرح تحقيق تصريح شده است چنانچه يك مطالعه طولي (تداومي) كه وضعيت فارغ التحصيلان دوره هاي علمي كاربردي را قبل و بعد از اتمام دوره مورد مقايسه قرار ميداد؛ انجام مي گرفت روائي دروني تحقيق به ميران قابل ملاحظه اي افزايش مي يافت اما بايد در نظر داشت كه تحقيق حاضر پس از فارغ التحصيل شدن ورودي هاي سالهاي 1375 و 1376 دانشگاه جامع علمي- كاربردي طراحي و اجرا شده است.

اندازه گيري اثر بخشي دوره هاي علمي-كاربردي از طريق سنجش پيامدهاي علمي، حرفه اي و اجتماعي دوره ها براي فارغ التحصيلان از طريق مقياس سنجش اثر بخشي با 14 گويه صورت گرفته است. ضريب آلفاي كرونباخ اين مقياس برابر با 88/0 كه نشان دهنده Reliability مناسب و نسبتاً بالاي آن مي باشد. براي بررسي ضرائب اشتباه در تدوين پرسشنامه فارغ التحصيلان از روش Face Validity استفاده شد. بدين ترتيب كه با مراجعه به چند نفر متخصص از تناسب سؤالات پرسشنامه با موضوعات مورد بررسي در آن با جرح و تعديل تعدادي از سؤالات، اطمينان نسبي حاصل گرديد.

براي تجزيه  و تحليل اطلاعات در اين تحقيق با استفاده از نزم افزار آماري SPSS6 از آماره‌هاي توصيفي مانند جدول فراواني، درصد، ميانگين، انحراف معيار و دامنه تغييرات استفاده شده است.

 

يافته هاي تحقيق

در پرسشنامه فارغ التحصيلان در اين تحقيق كه پيوست مقاله مي باشد؛ 33 سؤال طرح شده است و در گزارش تهائي تحقيق يافته هاي متكي بر اين پرسشنامه به شرح مبسوطي ارائه شده است. اما اين مقاله گنجايش ارائه همه يافته ها را ندارد و صرفاً در اندازه اي كه در مبحث روش تحقيق مقاله، موضوع مورد مطالعه مطرح شده . به برخي از يافته ها اشاره مي نمائيم.

 

الف يافته ها در زمينه اهداف كمي آموزشهاي علمي- كاربردي

در ابتداي مقاله به هدف گذاري نسبتاً مشخص كمي دانشگاه جامع علمي- كاربردي در ابتداي تأسيس، در خصوص اصلاح هرم شغلي و آموزش شاغلين به منظور پر كردن خلاء بين كارگران ماهر و مهندسين و كارشناسان در تركيب نيروي انساني شاغل كشور در مراكز توليدي و خدماتي اشاره كرديم.

موضوع اشتغال جايگاه اساسي در فعاليتهاي دانشگاه جامع علمي-كاربردي دارد. اصولاً هدف اصلي اين دانشگاه اصلاح هرم شغلي در كشور اعلام شده است. براي پذيرش دانشجو نيز در بيشتر رشته ها سهميه 80 تا 100 درصدي براي شاغلين اعلام مي شود، لذا به اين موضوع در تحقيق نگاه دقيق و ويژه اي داشته ايم.

در جدول 4 توزيع وضعيت اشتغال فارغ التحصيلان مورد مطالعه قبل از شروع به تحصيل نشان داده شده است.

جدول 4: وضع اشتغال فارغ التحصيلان قبل از شروع تحصيل

توزيع

فراواني

درصد

شاغل

181

2/41

غير شاغل

243

25/55

بي جواب

16

6/3

جمع

440

100

 

در جمعيت نمونه تحقيق حاضر، غيرشاغلين در بدو شروع به تحصيل در دانشگاه جامع علمي- كاربردي اكثربت دارند.

آمار منتشر شده توسط خود دانشگاه نيز حاكي از رو به افزايش بودن پذيرش دانشجوي غير شاغل در بدو ورود به اين دانشگاه است جدول 5 صحت اين ادعا را نشان مي دهد.

 

جدول 5: آمار پذيرفته شدگان نهائي دوره هاي كارداني دانشگاه جامع علمي- كاربردي[1]

سال تحصيلي

پذيرفته شدگان

76-75

77-76

78-77

فراواني

درصد

فراواني

درصد

فراواني

درصد

شاغل

1921

62

2900

60

2452

51

آزاد

1163

38

1908

40

2376

49

جمع

3084

100

4808

100

4828

400

 

اين اطلاعات حاكي از فاصله گرفتن دانشگاه جامع علمي-كاربردي با اهداف اصلي از تشكيل اين دانشگاه است كه مي  بايست بويژه مورد توجه مسئولان دانشگاه و وزارت علوم، تحقيقات فناوري قرار گيرد.

يافته ديگري كه در حوزه اهداف كمي آموزشهاي علمي- كاربردي در مطالعه اسنادي اين تحقيق حاصل شد سهم ناچيز و روبه كاهش آموزشهاي تكنسيني از مجموع آموزش عالي كشور است. سهم آموزش كارداني از مجموع آموزش عالي كشور در سال تحصيلي 58-1357 برابر با 5/33 درصد بوده است و در سال 80-1379 به 11/21 درصد كاهش يافته است . اين وضعيت نسبت كاردان به كارشناس و بالاتر در اين دوره زماني را از 5/0 به 27/0 در مجموع آموزش عالي كشور تقليل داده است.

دانشگاه جامع علمي- كاربردي  اصولاً با هدف تربيت تكنسين تأسيس شد اما يافته هاي تحقيق حاكي از آن است كه اولاً سهم آموزش تكنسيني دانشگاه جامع نسبت به آموزش تكنسيني در مجموع آموزش عالي كشور بسيار ناچيز است و ثانياً اهداف كمي دانشگاه جامع علمي كاربردي براي تربيت تكنسين در حد  بالاي 50 درصد تحقق نيافته است.

آمار منتشر شده و نشده دانشگاه جامع علمي- كاربردي حاكي از آنست كه در پنج سال فعاليت اين دانشگاه در تربيت تكنسين حداكثر دانشجوي پذيرفته شده 50 هزار نفر است در حاليكه تعداد دانشجويان تكنسين در مجموع آموزش عالي كشور بدون احتساب دانشجويان اين دانشگاه در سال تحصيلي 80-79 بالغ بر 332965 نفر مي باشد. يعني در يكسال تحصيلي در دانشگاههاي كشور بيش از 6 برابر 5 سال پذيرش دانشجو در اين دانشگاه، دانشجو وجود دارد. از اين مقايسه ساده  مي توان نتيچه گرفت كه دانشگاه جامع علمي - كاربردي از نظر كمي در عرصه آموزش تكنسيني چندان مطرح نيست.

از سوي ديگر مقايسه آمار ظرفيت پذيرش دانشجوي كارداني در سال تحصيلي 81-80 بين دانشگاه جامع علمي- كابردي و وزارت آموزش و پرورش نشان مي دهد كه در اين سال ظرفيت اعلام شده پذيرش دانشچوي وزارت آموزش و پرورش در آموزشكده هاي وابسته به خود تقريباً 5 برابر ظرفيت پذيرش دانشجوي دانشگاه جامع علمي- كاربردي است.

نسبت پذيرفته شدگان نهائي به  فارغ التحصيلان دانشگاه جامع علمي كاربردي  بيانگر ميزان تحقق اهداف كمي اين دانشگاه است. بر اساس اطلاعات اخذ شده از دانشگاه جامع علمي كاربردي در دو آزمون سالهاي 1375 و 1376 اين دانشگاه مجموعاً 7892 نفر به عنوان پذيرفته شده نهائي اعلام شده اند. در سال 1380 كه قاعدتاً پذيرفته شدگان دوره هاي كارداني سالهاي 1375 و 1376 پس از حداقل 4 سال مي بايد فارغ التحصيل شده باشند. آمار رسمي اعلام شده از سوي مسئولين دانشگاه نشان مي دهد كه تا آخر خرداد ماه 1380 تعداد 3845 نفر فارغ التحصيل شده اند! اين رقم معادل 49 درصد از پذيرفته شدگان نهائي اين دانشگاه در سالهاي 75 و76 است و بدان معنا مي باشد كه 51 درصد از اهداف كمي دانشگاه در زمينه آموزش تكنسين لااقل بلحاظ آمار موجود، تحقق نيافته است. هر چند كه اگر رقم فارغ التحصيلان را با ميزان اعلام ظرفيت پذيرش دانشجو در دو سال مورد بررسي، مقايسه كنيم از حيث عدم تحقق اهداف با رقم بزرگتري مواجهه مي شويم.

ب يافته ها در زمينه اهداف كيفي آموزشهاي علمي-كاربردي

مطالعات پي گيري (tracer studies) در كشورهاي اروپائي و بخصوص آمريكا رايج است بطوري كه برخي از فارغ التحصيلان خارج از كشور بعد از گذشت مثلاً دهسال از اتمام تحصيلاتشان در يك دانشگاه آلماني يا فرانسوي، پرسشنامه اعلام وضيعت فعلي خويش را كه از سوي دانشگاه محل تحصيلشان ارسال شده دريافت مي كنند. مراكز آموزشي پيشرفته بدنبال باز خورد از فارغ التحصيلان خويش هستند. مراكز آموزش عالي در كشور ما نيز بايد چنين نظامهاي رديابي و پي گيري را ايجاد نمايند.در اين قبيل مطالعات معمولاً وضعيت اشتغال به كار، حقوق، تناسب شغلي ، و تحصيلات، واكنش دانشجويان نسبت به مراكز آموزشي اشان و مواردي از اين قبيل مورد سنجش قرار مي گيرد. در اين ارزشيابي نيز تلاش شده است، اطلاعاتي از اين دست در خصوص فارغ التحصيلان دانشگاه جامع علمي كاربردي فراهم گردد. باشد كه اين اطلاعات مورد استفاده دانشگاه جامع و ساير دست اندر كاران آموزش و اشتغال كشور قرار گيرد. اين اطلاعات براي 18 درصد از فارغ التحصيلان دو سال بعد از فارغ التحصيلي و براي 49 درصد يكسال بعد از فراغت از تحصيل و براي 28 درصد در كمتر از يكسال از فارغ التحصيل شدنشان جمع آوري شده است . توزيع وضعيت پس از فارغ التحصيلي فارغ التحصيلان مورد مطالعه در جدول 6 آمده است.

 

جدول 6: وضعيت جاري فارغ التحصيلان

وضعيت

فراواني

درصد

شاغل تمام وقت

214

63/48

در جستجوي كار

73

59/16

ادامه تحصيل

49

13/11

داراي شغل پاره وقت

32

27/7

شاغل تمام وقت و ادامه تحصيل

23

22/5

مشغول خدمت نظام وظيفه

16

63/3

در جستجوي كار و ادامه تحصيل

14

18/3

خانه دار غير شاغل

6

36/1

وضعيت هاي بينابين

7

59/1

بي جواب

6

36/1

جمع

440

100

 

با توجه به اشتغال به كار 181 نفر از فارغ التحصيلان قبل از شروع تحصيل (2/41 درصد) و با توجه به ارقام جدول 6، 20 درصد از فارغ التحصيلان (88 نفر) شغل تمام وقت يا پاره وقت جديدي يافته اند. حدود 20 درصد در جستجوي كار بوده اما شغلي در بازار كار نيافته اند. حدود 20 درصد از فارغ التحصيلان نيز مشغول ادامه تحصيل شده اند كه البته برخي از آنها شاغل نيز هستند.

    ·     انتظار كار: از فارغ التحصيلاني كه قبلا شاغل نبوده‌اند در پرسشنامه پرسيده بوديم كه تقريبا چند ماه پس از فراغت از تحصيل مشغول كار شده‌اند. 25 درصد از شاغلين جديد ظرف يكماه پس از فارغ‌ ا‌لتحصيلي مشغول كار شده‌اند. 4 درصد بين يك تا چهار ماه در انتظار شغل بسر برده‌اند. 28 درصد 12 ماه براي اشتغال منتظر مانده‌اند و 7 درصد باقيمانده نيز بعضا تا 24 ماه يعني 2 سال بيكار بوده و پس از آن توانسته‌اند مشغول كار شوند. گروه اخيرالذكر ممكن است مدت خدمت سربازي خويش را نيز به حساب دوران بيكاري و انتظار شغل گذاشته باشند.

    ·     حقوق و اضافه كار: ميانگين حقوق دريافتي فارغ التحصيلان شاغل در ماه 81 هزار تومان و تغييرات آن از 15 هزار تا 200 هزار تومان است. ميانگين اضافه كار دريافتي فارغ التحصيلان شاغل در ماه 30 هزار تومان بوده است. تغييرات اضافه كار از 2 تا 90 هزار تومان در ماه است.

    ·     تناسب شغل و تحصيل: از نظر ميزان تناسب شغل و رشته تحصيلي فارغ التحصيلان، حدود 66 درصد از آنان اين تناسب را در حد خيلي زياد و حدود 15 درصد در حد كم و خيلي كم ارزيابي كرده‌اند. و 19 درصد از شغل خود راضي‌اند. 7/33 درصد از فارغ التحصيلان شاغل ميزان رضايت از شغل خود را در حد متوسط ارزيابي نمود‌اند و فقط 1/7 درصد از آنان كمي از شغل خود رضايت دارند. بنابراين اكثريت فارغ التحصيلان شاغل از شغل خود راضي‌اند.

    ·     نياز به آموزش در بدو شروع كار پس از تحصيل: 70 درصد از فارغ التحصيلان بعد از فراغت از تحصيل و اشتغال به كار براي انجام وظايف شغلي خود در حد خيلي زياد يا زيادي احساس نياز به آموزش داشته‌اند. در حاليكه فقط 4/9 درصد از آنان احساس نياز به آموزش را در حد خيلي كم و كمي اعلام كرده‌اند و 6/20 درصد نيز احساس نياز به آموزش خود را در حد متوسط ارزيابي كرده‌اند. البته 70 درصد رقم بالائي است و غيرقابل انتظار بود! براي اينكه هدف از آموزش كارداني آماده كردن افراد براي حرفه‌اي خاص بوده است. اكثريت فارغ التحصيلان شاغل (66 درصد) تناسب رشته تحصيلي و شغل خود را در حد زياد ارزيابي نموده‌اند پس به چه علت باز هم اكثريت فارغ التحصيلان (70 درصد) پس از فراغت از تحصيل و اشتغال به كار در شغلي متناسب با رشته تحصيلي خويش احساس نياز به آموزش مي‌كنند؟ از اين گزاره‌ها مي‌توان اين نتيجه منطقي را گرفت كه تحصيل در دوره كارداني آمادگي حرفه‌اي مورد نياز براي ايفاي وظايف شغلي فارغ التحصيلان مورد مطالعه را ايجاد نكرده است.

در عين حال در سه سؤال جداگانه از فارغ التحصيلان شاغل خواسته بوديم كه در مورد سهم آموزش‌هاي دوره‌ كارداني و كسب تجربه در حين كار، در كسب توانمنديهاي فعلي خودشان اظهارنظر نمايند. 3/61 درصد از فارغ‌التحصيلان با ايجاد اين توانمديها در محيط كار كاملا موافق و يا موافق بوده‌اند و 8/55 درصد از همين جمعيت ايجاد توانمنديهاي فعلي خود را تواما نتيجه آموزش ديدن در دانشكده و كسب تجربه در محيط كار مي‌دانسته‌اند.

 

پيامدهاي شخصي دوره‌هاي علمي كاربردي

فارغ التحصيلان حداقل دو سال از عمر خويش را در مركز آموزش علمي كاربردي  گذرانده‌اند.  بويژه اينكه اكثر آنان مجبور به پرداخت هزينه تحصيل بوده و در اين مدت از خانواده خويش دوره بوده و يا تحت فشار نقش‌هاي همزمان دانشجويي و كارمندي قرار داشته‌اند. در طول دوره با اساتيد، كاركنان، محتواهاي آموزشي و دانشجويان هم دوره خود در تعامل بوده و در اثر مجموعه اوضاع ترسيم شده حالت رواني خاص و احتمالا نوعي موضع نسبت به آموزش علمي كاربردي و مراكز آموزشي پيدا كر‌ده‌اند؛ شناسائي اين موضع كه بيشتر از جنس عاطفي بوده و تأثيرات شخصيتي بر جاي مي‌گذارد؛ بسيار حائز اهميت است.

    ·     واكنش فارغ التحصيلان نسبت به دوره: براي سنجش موضع فارغ التحصيلان نسبت به مراكز آموزشي خود و آموزشهاي علمي كاربردي سئوالات متنوع و زيادي در پرسشنامه فارغ التحصيلان گنجانيده شده بود كه همگي سئوالات بدرستي جواب داده و توانسته است نظرات پاسخگويان را بسنجد. واكنش فارغ التحصيلان نسبت به دوره با 9 سئوال مورد سنجش قرار گرفت. سئوالات در مورد فرصت مشاركت در فعاليتهاي كلاسي، برقراري ارتباط مثبت با اساتيد، تلاش اساتيد براي جذب دانشجويان، تقويت علائق حرفه‌اي، تشويق دانشجويان در دوره تحصيل، رواني امور اداري و رفاهي مركز آموزشي، اهميت دادن به دانشجويان و آماده شدن آنان براي حرفه‌اي خاص بوده است. در مقابل هر يك از سئوالات 9گانه اخير چهار گزينه كاملا موافق، موافق، مخالف و كاملا مخالف وجود داشته است. به طور متوسط در 9 سئوال سنجش واكنش فارغ التحصيلان نسبت به دوره، 75 درصد از از فارغ التحصيلان مورد مطالعه واكنش مثبت نشان داده اند و 21 درصد واكنش منفي. 4 درصد از پاسخگويان هم پاسخهاي ناقص داده اند. بنابراين مي‌توان گفت اكثريت فارغ التحصيلان مورد مطالعه واكنش عاطفي مثبتي نسبت به دوره‌هاي علمي كاربردي پس از گذشت 2 سال و يا يك سال از خود بروز داده اند.

    ·     حميّت علمي كاربردي فارغ التحصيلان: در دو سئوال ديگر حميّت فارغ التحصيلان نسبت به دوره‌هاي علمي كاربردي و مراكز آموزش خودشان را مستقيما به چالش طلبيده بوديم و از آنها خواسته بوديم كه در مورد كارائي فارغ التحصيلان مركز آموزش خودشان و توصيه به اقوام براي ادامه تحصيل در رشته علمي كاربردي، نظر خود را بگويند. با تلفيق نتايج اين دو سئوال ميزان حميّت علمي كاربردي فارغ التحصيلان در جدول 7 نشان داده شده است.

 

جدول 7: ميزان حميّت علمي كاربردي فارغ التحصيلان

ميزان حميّت

فراواني

درصد

كم

66

15

متوسط

128

1/29

زياد

238

1/54

بي جواب

8

18

جمع

440

100

 

نتايج اين دو سئوال بيانگر آن است كه اكثريت فارغ التحصيلان حميّت زيادي نسبت به دوره‌ها دارند.

    ·     رضايت از تحصيل: در دو سئوال ديگر پرسشنامه از فارغ التحصيلان خواسته بوديم كه درباره تأثير تحصيل در رشته هاي علمي كاربردي در بهبود زندگي خود و رسيدن به اهدافي كه از انتخاب رشته هاي علمي كاربردي براي ادامه تحصيل داشته‌اند نظر خود را ابراز كنند. تلفيق نتايج اين دو سئوال را ميزان رضايت از تحصيل در دوره‌هاي علمي كاربردي ناميده‌ايم. 9/48 درصد از فارغ التحصيلان مورد مطالعه رضايت كمي داشته اند 9/35 درصد رضايت از تحصيلشان در حد متوسط بوده است و فقط 5/9 درصد رضايت زيادي از تحصيل خود داشته اند. ضمن اينكه 7/5 درصد از فارغ التحصيلان سئوالات مربوط به رضايت از تحصيل را جواب نداده‌اند. سئوال ديگري در مورد تمايل فارغ التحصيلان براي ادامه تحصيل در مركز آموزشي كه ازآن فارغ التحصيل شده‌اند در پرسشنامه مطرح شده است. 6/46 درصد از فارغ التحصيلان مورد مطالعه تمايل خيلي زيادي به ادامه تحصيل در مركز آموزش خود ابراز نموده‌اند و 20 درصد از آنان تمايل زيادي داشته‌اند (مجموعا 6/66 درصد تمايل زياد و خيلي زياد براي ادامه تحصيل) 5/12 درصد از فارغ التحصيلان تمايلي در حد متوسط و 4/13 درصد از آنان نيز تمايل كم يا خيلي كمي براي ادامه تحصيل در مركز آموزش خود داشته اند. 5/7 درصد از فارغ التحصيلان نيز اين سئوال را بدون پاسخ گذاشته اند.

از مجموعه يافته هاي پيرامون پيامدهاي عاطفي دوره هاي علمي كاربردي اينطور نتيجه گرفته مي‌شود كه فارغ التحصيلان واكنش منفي نسبتاً كمي نسبت اين دوره‌ها داشته و حميّت نسبتاً بالايي نسبت به آن دارند. در عين حال اهدافي كه از شركت در اين دوره‌ها داشته اند به اندازه كافي تامين نشده، لذا رضايت بالا از تحصيل در اين دوره ها نسبتا كم است. (5/9 درصد) در عين حال اكثريت فارغ التحصيلان مودر مطالعه تمايل زيادي براي ادامه تحصيل در اين دوره ها دارند. (6/66 درصد) بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه توقعات دانشجويان دوره‌هاي علمي كاربردي از اين دوره ها برآورده نشده است و اين برآورده نشدن توقعات ممكن است منجر به ناكامي آنها و نهايتا تضعيف حميّت آنها نسبت به دوره‌هاي علمي كاربردي و به تبع آن با توجه به آماده  بودن زمينه فرهنگي جامعه و وجود موضع منفي نسبت به مشاغل يقه آبي در جامعه ، اين زمينه تشديد گردد.

 

 



[1]- واحد آمار حوزه نظارت و سنجش دانشگاه جامع علمي- كاربردي، بي‌تا،كارنامه سومين آزمون دوره هاي علمي-كاربردي، صفحه44

بازگشت به فهرست مقالات