پنجشنبه 3 آذر 1396
آموزشهاي علمي – كاربردي (هدفها، نتايج) 1
ارديبهشت 1381

 

 

آموزشهاي علمي كاربردي (هدفها، نتايج)

محمد حسن مقني زاده ( محقق معين )

ارديبهشت 1381

بخش اول

info@moein.net

 

چكيده :

ميزان اثر بخشي برنامه ها و سازمانها را با ميزان تحقق اهداف و مأموريتهاي محوله به آنها اندازه گيري مي كنند. جريان اخير آموزشهاي علمي كاربردي  در سال 1368 با اهداف نسبتاً مشخص كمي و كيفي آغاز شد. دانشگاه جامع علمي كاربردي ، سازماني است  كه براي پيگيري تحقق اهداف اين جريان در نظام آموزش عالي كشور تعبيه شد. با گذشت بيش از 10 سال از شروع مجدد اين جريان در آموزش عالي كشور، فرصت براي ارزشيابي ثمربخشي دوره هاي علمي كاربردي مناسب است.

دانشگاه جامع علمي كاربردي  تا چه حد ثمر بخش بوده است ؟ براي پاسخگو.ئي به اين سؤال بايستي ميزان تحقق اهداف و مأموريتهاي محوله به اين دانشگاه را مورد سنجش قرار داد. بنابراين ابتدا بايد اهداف را آشكار نمود. دانشگاه جامع علمي كاربردي در بدو تأسيس هدف كلي كمي خود را اصلاح تركيب هرم شغلي كشور،  از طريق آموزش شاغلين در دستگاههاي توليد و خدماتي كشور و تربيت تكنسينها به منظور پر كردن خلاء بين كارگران ماهر و مهندسين و كارشناسان اعلام نمود.

مأموريت و هدف كيفي دانشگاه جامع علمي كابردي ، ارائه آموزشهاي   عملي و كابردي و ايجاد آمادگي  هاي حرفه اي قابل قبول و متمايز از ديگر دانشگاهها در فارغ التحصيلان دانشگاه جامع اعلام گرديد.

براي سنجش ميزان تحقق اهداف كمي و كيفي دانشگاه جامع علمي كابردي ، پژوهشي تحت عنوان   :   «ارزشيابي ثمر بخشي دوره هاي علمي كابردي »  در چارچوب «طرح جامع نياز سنجي نيروي انساني متخصص و سياستگذاري توسعه منابع انساني كشور» در سال 1379 به سفارش موسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي صورت گرفت.

جامعه مورد بررسي در اين تحقيق، فارغ التحصيلان دانشگاه جامع علمي كاربردي تا سال 1379 بوده اند جمعيت مورد مطالعه در اين تحقيق بالغ بر 11 درصد از اين فارغ التحصيلان مي باشند. جمعيت مورد مطالعه شامل فارغ التحصيلان 16 مركز آموزش علمي كاربردي در چهار استان  تهران ، خراسان ، اصفهان و آذربايجان غربي از 28 رشته تحصيلي كارداني و 9 گروه عمده آموزشي ، با روش نمونه گيري خوشه اي انتخاب شده اند. جمعيت مورد مطالعه در سطح كشور در 56 شهر و 48 روستار پراكنده بوده اند. جمع آوري اطلاعات از دو طريق مراجعه حضوري و ارسال و دريافت پرسشنامه هاي تحقيق از طريق پست، صورت گرفته است.

در اين مقاله با استفاده از يافته هاي تحقيق در مورد چگونگي تحقق اهداف كمي و كيفي دانشگاه حامع علمي كاربردي به داوري مي پردازيم.


 

مقدمه :

آموزشهاي علمي كاربردي حداقل از زمان امير كبير كه فكر دارالفنون و نه دارالعلوم را طرح كرد در كشور ما سابقه دارد. از ابتداي قرن حاضر شمسي نيز كه نظام جديد آموزشي بويژه آموزش عالي در ايران شكل گرفت. اولين مدارس عالي را مدارس فلاحت، تجارت و صناعت ناميدند. دراولين دور تأسيس دانشگاهها در كشور ، مراكز آموزش عالي ويژه همچون پلي تكنيك ، هنر سراي عالي نارمك ، تكنيكوم نفيسي و تأسيس شدند بيشتر اين مراكز كه با قصد اوليه تربيت نيروي انساني متناسب با نيازهاي بازار كار در كشور راه اندازي شده بودند، پس از چندي به تبعيت كامل از برنامه ها و روشهاي ساير دانشگاهها كه جنبه علمي محض بر آنها غلبه داشت پرداختند و برخي نيز منحل شدند.

بعد از پيروزي انقلاب اسلامي بويژه پس از انقلاب فرهنگي، علمي كابردي كردن داننشگاهها و رشته هاي تحصيلي مجدداً مورد نظر اولياي امور قرار گرفت. تشكيل شوراي عالي برنامه ريزي، تهيه سر فصل دروس واحد براي كليه رشته هاي تحصيلي دانشگاهي و گرايشي كردن رشته هاي مختلف تحصيلي جهت تأمين نيازهاي شغلي ، تأكيد بر برگزاري دوره هاي تكنسيني در دانشگاهها و تصويت نظام ثلثي به جاي نظام ترمي و دوره هاي ناپيوسته كارشناسي به جاي دوره هاي كارشناسي پيوسته از جمله همين اقدامات در اوائل دهه شصت شمسي است. در اواخر اين دهه، اضافه شدن گروه آموزشهاي علمي كابردي به جمع ساير گروههاي شوراي عالي برنامه ريزي تحت عنوان گروه هشتم و همچنين تشكيل شوراي عالي آموزشهاي علمي كابردي در سال 1369 و به دنبال آن تكشيل دانشگاه جامع تكنولوژي در سال 1373، به منظور هماهنگ كردن آموزش هاي علمي كابردي در مراكز آموزش عالي علمي كاربردي وابسته به وزارتخانه ها و سازمانهاي دولتي از جمله اقدامات مهم در اين زمينه است.

دانشگاه جامع علمي كابردي در سال 1375 اولين آزمون و در سال 1376 دومين آزمون سراسري دوره هاي علمي كاربردي را توسط سازمان سنجش آموزش كشور برگزار كرد. تحقيقي تحت عنوان ارزشيابي ثمر بخش دوره هاي علمي كاربردي در سال 1379 كه قاعدتاً يك تا دو سال پس از فارغ التحصيلي دومين و اولين گروه فاغ التحصيلان اين دانشگاه است در ميان آنها صورت گرفت اين تحقيق در چارچوب طرح جامع نياز سنجي نيروي انساني متخصص و سياست گذاري توسعه منابع انساني كشور و به سفارش مؤسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي انجام گرديد. گزارش اين تحقيق در كتابخانه مؤسسه و همچنين كتابخانه مركزي سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور كه كارفرماي طرح جامع است؛ موجود مي‌باشد. در اين مقاله كه براي ارائه به سمينار طرح ملي نياز سنجي نيروي انساني متخصص در خرداد ماه 1381، نوشته شده است قصد بيان مباني نظري  پيشينه پژوهشي آموزشهاي علمي كاربردي و يا همه نتايج بدست آمده از تحقيق  را نداريم . چرا كه اين امر بطور  مبسوطي در گزارش اخيرالذكر و همچنين مقاله ديگري كه تحت عنوان «ارزشيابي توانمند ساز» بهمين سمينار تقديم شده، انجام گرفته است.

در مقاله حاضر پس از بيان مسأله و معرفي جامعه آماري و روش تحقيق به برخي از نتايج بدست آمده از تحقيق اشاره كرده و تحليلي در خصوص نتايج 12 ساله آخرين جريان آموزشهاي علمي كاربردي در نظام آموزش عالي كشور بيان مي نمائيم.

 

بيان مسأله

تربيت نيروي انساني متخصص اگر متناسب با نيازهاي اقتصادي و اجتماعي باشد زمينه ساز رشد و توسعه خواهد شد. همه اقدامات ، طرحها و ايده هايي كه در 150 سال گذشته تا كنون براي گسترش آموزشهاي علمي كاربردي يا فني و حرفه‌اي ارائه شده براي نزديكتر كردن علم و عمل بوده است. چرا كه هدف نظام آموزشي در كشوري در حال توسعه، صرفاً تربيت انسان فرهيخته نمي تواند باشد بلكه نظام آموزشي بايستي جوابگوي نيازمنديهاي توسعه اي جامعه باشد. نظام نوين آموزشي در كشور ما به همين منظور ايجاد گرديده اما همواره در خصوص ارتباط بهينه و پوياي علم و عمل و آموزش و اشغال در كشور ما و در هر جاي ديگر سؤالاتي وجود خواهد داشت.

هزينه هاي بالاي گسترش نظامهاي آموزش و تربيت نيروي انساني با توجه به محدوديتهاي منابع مالي و شرايط بحران اقتصادي از يك سو و پيامدهاي ناهماهنگي آموزش و اشتغال كه در شكلهاي مختلفي مانند بيكاري نيروهاي متخصص و يا تقاضا براي نيروهاي متخصص در رشته ها و مقاطع تحصيلي ديگر و يا كاهش بهره وري نيروي كار خود را نشان مي دهد به سؤالات و ابهامات در اين زمينه ها دامن مي زند. لذا نظام آموزشي تلاش در پاسخگويي و رفع اين مشكلات در تعامل با ديگر نظامهاي جامعه دارد.

يكي از آخرين اقدامات نظام آموزش عالي كشور ما كه در طول دهه 70 شمسي مورد اتكاي مسئولين اين نظام در جهت ابهام زدايي از نحوه، فعاليتهاي آموزش عالي و توجيه كاركردي بودن آن صورت گرفته، راه اندازي جريان آموزشهاي علمي كاربردي در حاشيه نظام اموزش عالي كشور بوده است. سمبل و نماد اين جريان ، دانشگاه جامع علمي - كاربردي بوده است . اكنون بيش از 10 سال از شروع جريان اخير مي گذرد اين سؤال بطور جدي مطرح است كه آموزشهاي علمي كاربردي تا چه  حد ثمر بخش بوده و. پاسخگوي مسائل و ابهاماتي كه علت موجبه آنهاست، بوده اند؟

هدف كمي جريان آموزشهاي علمي كاربردي در نظام آموزش عالي ، اصلاح هرم شغلي كشور و تربيت تكنسين از طريق آموزش شاغلين دستگاههاي توليدي و خدماتي كشور و پر كردن خلاء كارگران ماهر و مهندسين و كارشناسان در تركيب نيروي انساني شاغل كشور اعلام گرديد.

هدف كيفي اين آموزشها، ارائه آموزشهاي علمي و كاربردي و ايجاد آمادگي هاي حرفه اي قابل قبول و متمايز از ديگر دانشگاهها در فارغ التحصيلان آموزشهاي علمي و كاربردي بوده است . دانشگاه جامع علمي كاربردي از بدو تأسيس به عنوان نماد اين جريان در نظام آموزش عالي، تحقق اهداف آن را در دستور كار خود به عنوان مهمترين اهداف داشته است. اين اهداف تا چه حد تحقق يافته اند؟ و دوره هاي علمي كاردبردي تا چه حد ثمر بخش بوده است؟ اينها سؤالاتي است كه در اين مقاله قصد پاسخگوئي به آنها را داريم.

 

جامعه آماري و جمعيت نمونه

آمارهاي منتشر شده توسط دانشگاه جامع علمي كاربردي حاكي از قبولي تعداد 7892 نفر پذيرفته شده نهائي در آزمونهاي سراسري سالهاي 1375 و 1376 در اين دانشگاه است. آخرين اطلاعات اخذ شده از واحد آمار حوزه نظارت و سنجش دانشگاه نشان مي دهد كه در پايان سال 1379 حداكثر 3845 نفر فارغ التحصيل شده اند. براي انتخاب جمعيت نمونه از روش نمونه‌گيري خوشه‌اي استفاده شد. از آنجا كه دوره هاي علمي كاربردي در 21 استان كشور اجرا شده است، استانهاي كشور را به چهار خوشه تقسيم كرده و از هر خوشه يك استان را انتخاب نموديم. در آن استان به تمام مراكز آموزش علمي كاربردي مراجعه و در حد امكانات و همكاري مراكز آموزش عالي پس از تهيه فهرست اسامي و نشاني فارغ التحصيلان مراكز آموزشي ، پرسشنامه تحقيق براي فارغ التحصيلان به نشاني آنها پست و يا با مراجعه مستقيم پرسشگر به آنان داده  و پس از تكميل توسط فارغ التحصيلان از طريق پست و يا پرسشگر جمع آوري گرديد.  خوشه هاي استاني عبارتند از:

خوشه 1: استانهاي : تهران ، مركزي ، گيلان ، مازندران و گلستان

خوشه 2: استانهاي : زنجان ، همدان ، كرمانشاه ، آذربايجان شرقي و آذربايجان غربي

خوشه 3: استانهاي : خراسان . سيستان و بلوچستان ، سمنان و كرمان

خوشه 4: استانهاي : اصفهان ، لرستان ، يزد ، فارس، خوزستان ، بوشهر و كهكيلويه و بوير احمد

در چهار استان منتخب از خوشه ها كه عبارت از تهران ، اصفهان ، خراسان و آذربايجان غربي هستند؛ در مجموع با توجه به اطلاعات موجود در دفتر چه راهنماي آزمونهاي ورودي دانشگاه در سالهاي 76 و 75 در مجموع 25 مركز آموزشي ، سهيمه پذيرش دانشجو داشته اند كه با پي گيري هاي به عمل آمده مشخص شد كه در 7 مركز ، دوره هاي پيش بيني شده برگزار نگرديده است؛ لذا فارغ التحصيلان 18 مركز آموزش علمي كاربردي در سطح كشور در جمعيت نمونه تحقيق قرار گرفته اند.

از مجموع 440 نفر فارغ التحصلان مورد مطالعه كه 4/11 درصد از فارغ التحصيلان دانشگاه جامع علمي كاربردي (جامعه آماري ) را تشكيل مي دهند، 337 نفر مرد (6/76 درصد) و 103 نفر زن (4/23 درصد) در دامنه سني 19 تا 50 سال با ميانگين سني 28 سال مي باشند. اين افراد. فارغ التحصيل 28 رشته تحصيلي 9 گروه عمده آموزشي از 25 [1]مركز آموزش علمي كاربردي در سطح كشور هستند. توزيع گروه هاي عمده آموزشي و رشته هاي تحصيلي آنان در جدول 1 آمده است. همانگونه كه از اطلاعات اين جدول بر مي آيد، فارغ التحصيلان مورد مطالعه در اين تحقيق از تمامي گروه هاي عمده آموزشي موجود در دانشگاه جامع علمي كاربردي هستند.

 

 

جدول 1: گروه هاي عمده آموزشي فارغ التحصيلان

گروه عمده آموزشي

رشته هاي تحصيلي

فراواني

درصد

صنعت (رايانه)

نرم افزار كامپيوتر،نرم افزار سيستم، سخت افزار كامپيوتر،تعميرات سخت افزار

32

3/7

صنعت (مكانيك)

صنايع دخاني،شيشه .جريه

63

3/14

صنعت(برق)

برق مترو

25

7/5

صنعت (عمران )

بهره برداي و تأسيسات راه اهن ، خط و ابنيه راه آهن، سازه هاي زيرزميني مترو، ايمني و حفاظت مترو

37

4/8

صنايع غذايي

شيرو فرآورده هاي لبني،گوشت و فرآورده هاي گوشتي، قند

44

10

كشاورزي (امور دام)

پرورش گاو و گاوميش ، پرورش اسب، پرورش طيور، پرورش زنبور عسل

142

3/32

كشاورزي(منابع طبيعي)

امور مرتع، آبخيز داري

12

7/2

خدمات (مديريت)

هتلداري اقامتي،هتلداري پذيرائي، گشت و سفر، پست

17

9/3

هنر

فرش دستباف،طراحي صحنه ، گريم

67

3/15

جمع

28

440

100

 

فارغ التحصيلان مورد مطالعه همگي از طريق آزمونهاي ورودي سازمان سنجش آموزش كشور پذيرفته و در مراكز آموزش علمي كاربردي وابسته  به دانشگاه جامع علمي كاربردي تحصيل كرده اند. اين فارغ التحصيلان در اولين و دومين آزمون دانشگاه كه در سالهاي 1375 و 1376 برگزار شده پذيرفته‌ شده‌اند. در جدول 2 توزيع سالهاي آغاز و پايان تحصيل آنان آمده است.

 

جدول 2: سالهاي آغاز و پايان تحصيل فارغ التحصيلان

سال

1375

1376

1378

1378

1379

بدون جواب

جمع

شروع تحصيل

239

186

ــ

ــ

ــ

15

440

فارغ التحصيلي

ــ

ــ

80

214

123

23

440

 

دوره هاي علمي كاربردي مورد مطالعه همگي در مقطع كارداني اند، بنابراين به طور معمول نبايد بيش از 4 نيمسـال بـه طـول بـيـنجـامـنـد. با توجه به زمان برگزاري آزمون دانشگاه جامع كه در نيمه دوم سـالهاي75و76 بوده است؛ عملا شروع به تحصيل دانشجويان اين دوره ها از نيم سال دوم سالهاي تحصيلي  76-75و77-76 بوده است؛ كه با احتساب چهار نيمسال مي بايست در سالهاي 1377 و 1378 فارغ التحصيل شوند. اما حدود 30 درصد از دانشجويان مورد مطالعه با تأخير، فارغ التحصيل شده اند. اين امر مي تواند دلائل مختلفي داشته باشد از جمله اينكه به علت مشكلات اجرائي دوره با يك يا دو نيمسال تأخير شروع شده باشد و يا اينكه برنامه برخي از دوره هاي كارداني بيش از 4 نيمسال باشد و يا اينكه مراكز آموزشي در تنظيم و ارائه دروس در هر نيمسال تحصيلي به نحوي كه دانشجويان به موقع فارغ التحصيل شوند، با مشكل مواجه بوده اند.

فارغ التحصيلان مورد مطالعه در اين تحقيق در شهرها و روستاهاي سراسر كشور اقامت دارند. براي اينكه پوشش وسيع و گسترده پژوهش براي خوانندگان معلوم گردد، توزيع محل اقامت پاسخگويان در جدول 3 آورده شده است.

پرسشنامه تحقيق با نام و از سه از طريق الف) مراجعه حضوري ب) ارسال پستي و ج) ارسال پستي و پي گيري تلفني توسط فارغ التحصيلان تكميل آنگاه توسط پرسشگران و يا ارسال پستي توسط فارغ التحصيلان ، جمع آوري شده است.


 

جدول 3: توزيع مكان اقامت فارغ التحصيلان پاسخگو

مكان / توزيع

تهران

مراكز استانها

شهرستانها

روستاها

جمع

فراواني

156

116

120

48

440

درصد

5/35

4/26

3/27

9/10

100

 

شهرهاي محل اقامت فارغ التحصيلان عبارت است از : كرج، شهرري، شميران،سرخس، فردوس، كاشمر،نيشابور، فريمان، خواف، بيرجند، اسفراين، قوچان ، گناباد، ريوش، بجنورد، تايباد، نقده ، خوي ، مياندوآب، تكاب، مهاباد، پيرانشهر،سلماس، نهاوند، سقز.سبزوار، خميني شهر،شاهين شهر، فريدن، رشت،كرمانشاه، ساري ، سراب، يزد، تبريز، اصفهان ، اروميه، مشهد، تهران ، ملاير، اردبيل، ياسوج، مباركه، نجف آباد، بوآنات ، سميرم، شهرضا، نطنز، زرين شهر، فريدن. شهر كرد، مرودشت، ميمه، ابهر، ماكو.

روش تحقيق و متغيرها

مطالعه، نوعي تحقيق پي گيري (fallowup) يا (tracer) يا ارزشيابي بعد از برنامه post program Evaluation مي باشد. در اين مطالعه، كانون ارزشيابي نتيجه يا فرآورده هاي پاياني دوره هاي علمي كاربردي است. بنابراين ارزشيابي از نوع پيامد محور (outcome bascd Evaluation) مي باشد. پيامدها را با اهداف مقايسه مي كنيم. در دوره ها و كل برنامه آموزش علمي- كاربردي هدف هائي تعيين شده است و از آنجا كه ارزشيابي يا پژوهش حاضر بعد از اجراي  دوره ها و براي تمامي رشته ها در سطح ملي انجام مي شود؛ توجه به اهداف دوره ها در طول فرآيند آموزش مورد نظر نبوده و اهداف برنامه آموزش علمي كاربردي به عنوان يك كل  و از آغاز تا پايان مورد نظر قرار گرفته است.

كانون ارزشيابي پيامدهاي فارغ التحصيلان  (Student Outcomes) بوده است از آنجا كه تمام فارغ‌التحصيلان دانشگاه جامع علمي- كاربردي مورد بررسي در اين مطالعه در مقطع كارداني تحصيل كرده اند اين مطالعه نوعي ً ارزشيابي آموزش تكنسينيً نيز هست. در اسناد و مصوبات شوراي عالي برنامه ريزي وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري كاردان عبارت است از توصيف سطح شغلي مشخصي كه بين مشاغل سطوح كارگري ماهر و مشاغل سطوح مهندسي (كارشناسي) قرار دارد و سطح درك، قدرت استدلال، اطلاعات، دانش و ميزان مهارت مشخصي را بيان مي كند.

اهداف دقيق دوره هاي كارداني و وظايف كاردانها پس از طي دوره هاي آموزشي علمي كاربردي در اسناد رسمي اعلام شده است. در اين ارزشيابي دوره اي اثربخش تلقي مي شود كه هدفهايش تحقق يافته باشد و تحقق هدفها معيار نظري چند وجهي براي طرح ارزشيابي حاضر به شمار مي رود. هدف نهايي اين ارزشيابي آن است كه مشخص نمايد بين اهداف در نظر گرفته شده براي دوره هاي كارداني و آنچه كه در واقعيت تحقق يافته چقدر فاصله وجود دارد. اين اهداف عبارتند از:

1-     ارتباط و انتقال اطلاعات

2-     سازماندهي كار (برنامه ريزي و كنترل)

3-     تشخيص (اندازه گيري ، بازرسي ، عيب يابي )

4-     سرويس و نگهداري و نصب و راه اندازي

5-     سرپرستي

6-     مطالعه جهت بهبود روش و ارائه نظرات و پيشنهادات

7-     آموزش ضمن كار افراد تحت سرپرستي و ارزشيابي ايشان

8-     نظارت بر اعمال اصول ايمني، بهداشت كار و محيط زيست

9-     گرداوري اطلاعات و تهيه و تدوين گزارش كار

10- برقراري روابط انساني، ارتباط و انگيزش

11- كمك به كارشناسان در امر طراحي و برنامه ريزي

12- كنترل كمي و كيفي نهاده ها و محصولات با توجه به معيارها و ضوابط مربوط

13- بازرسي، سازماندهي، كنترل كمي و كيفي، هدايت و هماهنگي و سرپرستي حوزه عملياتي

14- بهره گيري از منابع آموزشي جهت ارتقاء كيفي اطلاعات

15- تفسير طرحها و نقشه هاي كارشناسان و پياده كردن آنها

16- تهيه و تنظيم گزارش هاي روزانه

17- بررسي مقدماتي نيازهاي محلي و منطقه اي به منظور عرضه خدمات متناسب

اهداف تعيين شده براي آموزش كارداني مهارتهاي تخصصي و حرفه‌اي خاص نيستند بلكه مهارتهاي پايه‌اي هستند كه هر كاردان صرفنظر از جنبه هاي خاص حرفه‌اي رشته خود بايد آنها را كسب نمايد. ضمن اينكه در برخي از موارد محتواي فعاليتهاي معطوف به هر هدف در تخصص هاي گوناگون، متفاوت است. در اين تحقيق با استفاده از سه نوع پرسشنامه ويژه فارغ التحصيل ، كارفرما و استاد، چگونگي تحقق هدفهاي دوره هاي  علمي كاربردي از طريق سنجش پيامدهاي دوره يراي فارغ التحصيلان، مورد بررسي قرا گرفته است، اما در اين مقاله اولاً ميزان تحقق اهداف كمي دانشگاه جامع علمي كاربردي و ثانياً چگونگي تحقق هدف كيفي آموزشهاي علمي كاربردي و ايجاد آ‎مادگي هاي حرفه‌اي قابل قبول و متمايز در فارغ التحصيلان دوره هاي علمي كاربردي را كه بعدي از ابعاد ثمر بخشي دوره هاي علمي- كاربردي مي باشد را صرفاً از نظر فارغ التحصيلان مطرح  نموده و ارائه چگونگي ثمر بخش دوره هاي علمي كاربردي از منظر استادان و كارفرمايان را به مقاله هاي ديگر وا مي‌گذاريم.

 



[1] تعداد مراكز آموزش مورد مطالعه در اين تحقيق 18 مركز است. علت بزرگتر بودن اين عدد از 18 آن است كه 26 نفر فارغ التحصيلان 9 مركز آموزشي ديگر كه همگي وابسته به وزارت جهاد كشاورزي هستند در مراكز آموزشي مورد مطالعه مشغول ادامه تحصيل در مقطع كارشناسي ناپيوسته بوده اند كه پرسشنامه تحقيق را تكميل نموده اند. البته به علت عدم همكاري مركز آموزش كميته امداد و مركز آموزش سياحتي بنياد جانبازان و مستضعفان ، فارغ التحصيلان اين دو مركز نيز در نمونه قرار ندارند.

 

بازگشت به فهرست مقالات